محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 27
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
انجمن همايون آسيائى در كلكته و يكى در مكتبهء بانكيپور . بنده براى حصول اين دو نسخهء مؤخر خيلى كوشش نمودم ، اما اولياء امور اين دو مكتبه عاريه ندادند . لهذا نسخهاى را كه در حوزه ملك بنده است و كهنترين همه مىباشد ، اساس قرار داده با نسخ ديگر كه به آسانى ميسر شد مقابل نموده قراآت مختلفه را ثبت نمودهام و در تصحيح و تصويب متن حتى المقدور هيچ دقيقه فرو نگذاشتهام . 1 - نسخه اساسى د اين نسخه چنان كه گفته شد اصح و قديمترين همه نسخ است و بر حسب تصادف از دكان هيفر در كمبرج بدست بنده افتاد . اين نسخه را مصنف مشهور سندى و صاحب كتاب « بيان العارفين و تنبيه الغافلين » محمد رضا بن عبد الواسع عرف مير دريائى بن داروغه گهر « 1 » مريد سيد عبد الكريم بلرى در سنه 1045 ه يعنى 26 سال بعد از فوت مير معصوم استنساخ نمود ، و احتمال قوى است كه آن را براى يك علمدوست هندو بالچند رو نويس كرده ، چنان كه از فقرهء ذيل بر ورق اول الف استنباط كرده مىشود : « اللّه اكبر ، اين تاريخ را بنده تكرهرداس ( ؟ ) در تهته از عزيز الوجود نادر العصر خواجه بالچند بدست آورد . غره شهر جمادى الآخر سنه 1050 ه » و بعد از ان در سنه 1146 ه بدست كاظم خان « 2 » آمده چنان كه از مهر او معلوم مىشود . و بعد از ان در سنه 1767 م ( - 1181 ه ) به تصرف وليم ايچ كاكس
--> ( 1 ) چنان مىنمايد كه افراد اين خانواده در فضل و ادب مشهور بودهاند . از فهرست ريويو ، جلد اول ، ص 221 ، معلوم مىشود كه يك محمد حسين ولد على بن داروغه گهر طبقات اكبرى را در سنه 1049 ه استنساخ نموده . صاحب تحفة الكرام در ص 238 ، جلد سيوم ، گويد : داروغه گهر از معارف روزگار ترخانيه است . پسرش عبد الواسع ايضا نامدار زمانه زيسته ازو محمد رضا مخلف گرديد . ( 2 ) كاظم خان ولد شيخ محمد زمان ديوان تهته بود ( راجع تحفة الكرام ، جلد سيوم ، ص 240 ) .